تعطیلات نوروزی سال 1392
امسال همه جا با شما رنگ و بوی خاصی داشت و من و بابایی سعی کردیم به نحو احسن از این روزا استفاده کنیم ٤ روز اول عید و که با عروسیهه دایی هادی سپری کردیم و شکر خدا زیاد اذیتم نکردید حالا جاهایی که رفتیم و با عکساش براتون توضیح میدم
اینجا مرکز خرید مهاباد که شما دوتا از کالسکه فراری شده بودیدو بیچاره بابایی و پسر دایی سعید و حسابی به زحمت انداخته بودید...

و اینم سحر جون(دختر دایی)با کالسکه بدون سارا و ثنا

روز بعدش رفتیم خونه ی خاله حکیمه(خواهر زن دایی)خونشون ارومیه ست خیلی بهمون خوش گذشت دستشون درد نکنه...

نمای قشنگی از دریاچه ی ارومیه

و اینم عمو هوتن (شوهر خاله حکیمه ) و بابایی در مرکز خرید ارومیه...

سیزده بدرم که واقعا خوش گذشت خدا رو شکرررر راستی مامانی ٢٥ ساله شد اینم کیک تولدش...

سارا و ثنا در آغوش گرم دایی هادی

تربچه ها بغل بابایی...


سارا و دایی رسول..

و اینک خوشگلای مامان



این شا پسر قند عسلم دوستی بود که عروسی باهاش آشنا شدید پسر خاله ی عروسمون(امیر حسام)

به هر حال به ما که خیلی خوش گذشت امیدوارم در آینده از دیدن این تصاویر لذت ببرید.



تعطیلات نوروزی سال 1392
